الشيخ محمد علي الگرامي القمي

25

نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى)

نه تنها تقيّه براى اقليت محدود و در شرايط مشكل جايز است بلكه تصور مىكنم ، هيچ دستگاه رهبرى مقتدرى هم خالى از تقيّه نباشد . رهبر نمىتواند همه مطالب خود را براى هر كسى بگويد و چه بسا در ميان اطرافيان خود نيز تفاوت مىگذارد و هر يك را محرم قسمتى از مطالب خود مىداند و از ديگران كتمان و گاهى انكار مىكند . و اين روش صحيح رهبرى است . همان موقع كه روحانى نمايان حكومت بنى العباس از امام صادق عليه السلام انتقاد مىكردند كه كلماتش چند پهلو است و هر چه دربارهء كلماتش بگويى مىگويد منظورم چيز ديگر بوده است « 1 » همانوقت صاحبان قدرت و نزديكان آنها ، خود منصور دوانيقى و ديگر خلفاء گرفتار تقيه بوده‌اند . و اساسا يكى از شرايط رهبرى تقيه است . علماء اهل تسنن هيچگاه نمىتوانسته‌اند همه حرفهاى خود را به حكومتها بگويند . . علماء شيعه بىپروا و صادقانه ، حقيقت مطلب را كه قانون قرآنى تقيه

--> ( 1 ) - وافى باب تحريم الكذب ، عبّاسى يكى از اين روحانى نمايان بوده و با امام مخالفت مىكرده است . شايد كلمهء عباّسى كنايه از دستگاهى بودن اوست نه لقب او . در زمان امام هشتم نيز عباّسى نامى از روحانيون سنى با آن حضرت مخالفت شديد مىنمود كه يكى از علاقمندان حضرت مىخواست او را بكشد . او هم به خاطر تقربّش به حكومت مأمون ، عباّسى لقب يافت ، و حديث جالبى در اين باره در كتاب معتبر قرب الأسناد تأليف مرحوم حميرى از علماء قرن سوّم هجرى در دست مىباشد ، مربوط به ترور همان روحانى دربارى مىباشد اين مطلب را در دورهء اختناق پهلوى چون اجازهء چاپ اين كتاب را به ناشران نمىدادند ، و مرا هم به خاطر اشاره به همين مسئله گاهى زير فشار گذارده بودند نتوانستم اينجا بنويسم با اينكه در حدّ گفتن يك بحث تاريخى و يا فقهى كلى بود .